سکوت دموکراتها در برابر ایران؛ تکرار اشتباه اوباما در ۲۰۲۶
مقدمه: بغضی در گلو، کارتی در جیب
من یک دموکرات هستم. سالهاست که در لسآنجلس زندگی میکنم، به برابری اجتماعی باور دارم، نگران تغییرات اقلیمی هستم و در تمام انتخاباتهای اخیر به نامزدهای حزب دموکرات رأی دادهام. اما امروز، در ژانویه ۲۰۲۶، در حالی که خیابانهای تهران، اصفهان و مشهد در آتش و خون میسوزد و جوانان ایران برای پایان دادن به کابوس ۴۷ ساله جمهوری اسلامی سینه سپر کردهاند، کارتم عضویتم در حزب دموکرات مثل تکهای سرب در جیبم سنگینی میکند.
در یک ماه گذشته، ما شاهد یکی از بزرگترین خیزشهای تاریخ ایران بودهایم. اعتصابات بازار، پیوستن دانشجویان و فلج شدن سیستم بانکی رژیم، فرصتی طلایی را برای پایان دادن به بزرگترین حامی تروریسم در جهان فراهم کرده است. اما واکنش حزب من چه بوده است؟ سکوت، دعوت به «خویشتنداری»، و هراسِ بیمارگونه از اینکه مبادا رژیم ملایان فروبپاشد.
این مقاله، دادخواهی یک دموکرات ناامید است. نه از جمهوریخواهان که تکلیفشان روشن است، بلکه از حزبی که ادعای دفاع از حقوق بشر دارد اما در عمل، بزرگترین مانع بر سر راه آزادی ایران شده است.
پرده اول: تکرار تراژدی ۲۰۰۹ در ۲۰۲۶
هنوز صدای باراک اوباما در گوش بسیاری از ما زنگ میزند. سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)، وقتی میلیونها ایرانی در خیابانها فریاد میزدند «اوباما، اوباما، یا با اونایی یا با ما»، رئیسجمهور محبوب حزب ما تصمیم گرفت با «اونا» (خامنهای) باشد تا بتواند به توافق هستهای برسد. امروز در سال ۲۰۲۶، تاریخ در حال تکرار است، اما به شکلی تراژیکتر.
در هفتههای اخیر که سرکوب در ایران به اوج رسیده، سناتورهای ارشد دموکرات مثل «ریچارد بلومنتال» و «دیک دوربین» به جای اینکه صدایشان را برای حمایت از اعتصابکنندگان بلند کنند، در رسانهها ظاهر میشوند و میگویند: «باید مراقب باشیم که باعث تحریک رژیم نشویم.» این چه منطقی است؟ رژیمی که در حال شلیک مستقیم به چشم دختران و پسران است، نیازی به تحریک ما ندارد. این احتیاط نیست؛ این «بزدلی سیاسی» است که در پوشش دیپلماسی پنهان شده است.
پرده دوم: توهم «تغییر رژیم» برابر است با «جنگ»
بزرگترین دروغی که اتاقهای فکر نزدیک به حزب دموکرات (و متأسفانه برخی لابیهای شناخته شده مانند بقایای نایاک) به خورد بدنه حزب میدهند، این است: «هرگونه حمایت از سرنگونی جمهوری اسلامی، مساوی است با جنگ تمام عیار و اشغال نظامی شبیه عراق.»
این یک مغالطه بزرگ است. معترضان در ژانویه ۲۰۲۶ از آمریکا نیروی نظامی نمیخواهند؛ آنها «چکمهپوش» نمیخواهند. آنها فقط میخواهند که آمریکا:
- شریانهای مالی رژیم را که دموکراتها در سالهای گذشته با معافیتهای تحریمی باز گذاشته بودند، قطع کند.
- اینترنت ماهوارهای را بدون اما و اگر تأمین کند.
- مشروعیت سیاسی رژیم را در مجامع بینالمللی باطل کند.
اما جناح چپ حزب دموکرات (The Squad) چنان درگیر تفکرات «ضد امپریالیستی» سطحی خود شده است که نمیتواند ببیند مبارزه مردم ایران، دقیقاً مبارزه علیه یک امپریالیسم مذهبی و فاسد است. برای آنها، مبارزه با اسرائیل جذابتر از دفاع از دختری است که در بازداشتگاه وزرا کشته میشود.
پرده سوم: عشق یکطرفه به جنازه برجام
باورکردنی نیست، اما حتی در سال ۲۰۲۶، هنوز هم در راهروهای واشنگتن، مشاوران دموکرات در حال صحبت از «احیای دیپلماسی هستهای» هستند. آنها متوجه نیستند که طرف مقابلشان دیگر وجود خارجی مشروعی ندارد. جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، اما دیپلماتهای حزب ما هنوز نگران این هستند که اگر از معترضان حمایت کنند، شانس مذاکره با رژیمی که در حال غرق شدن است را از دست میدهند.
این سیاست، که ریشه در دوران جان کری و وندی شرمن دارد، بر این فرض استوار است که «ثبات» در خاورمیانه تنها با وجود جمهوری اسلامی ممکن است. اما واقعیتِ ژانویه ۲۰۲۶ نشان داد که جمهوری اسلامی خودِ عامل اصلی بیثباتی است. دموکراتها با چسبیدن به این استراتژی شکستخورده، عملاً در سمت اشتباه تاریخ ایستادهاند.
پرده چهارم: استاندارد دوگانه حقوق بشر
چگونه است که حزب دموکرات برای حقوق اقلیتها در آمریکا، حقوق زنان در لهستان یا دموکراسی در اوکراین گلو پاره میکند، اما وقتی نوبت به ایران میرسد، لکنت زبان میگیرد؟ چرا وقتی زنان ایرانی حجاب اجباری را میسوزانند، فمینیستهای حزب دموکرات سکوت میکنند یا بیانیههایی صادر میکنند که در آن همزمان آمریکا را هم محکوم میکنند؟
این استاندارد دوگانه، ناشی از نفوذ جریانی است که سالها تلاش کرد چهرهای «نرمال» از جمهوری اسلامی بسازد. کسانی که به ما میگفتند قاسم سلیمانی یک قهرمان ملی است و تحریمها فقط به مردم صدمه میزند. امروز که مردم ایران فریاد میزنند «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست»، این تحلیلگران کجا هستند؟
تحلیل وضعیت کنونی (ژانویه ۲۰۲۶) و آینده
ما در یک نقطه عطف تاریخی هستیم. گزارشهای رسیده از ایران نشان میدهد که ریزش در بدنه نیروهای نظامی رژیم آغاز شده است. اقتصاد ایران عملاً فروپاشیده و پول ملی بیآبروترین دوران خود را سپری میکند. در این شرایط، موضع حزب دموکرات تعیینکننده است. اگر دموکراتها همچنان بر طبل «مذاکره» و «پرهیز از تنش» بکوبند، نه تنها خیانت به مردم ایران کردهاند، بلکه آرای جامعه ایرانی-آمریکایی (که جمعیتی میلیونی و تأثیرگذار در ایالتهای چرخشی دارد) را برای همیشه از دست خواهند داد.
ما دیگر نمیتوانیم به حزبی رأی دهیم که نمایندگانش (مثل ایلهان عمر یا حتی سناتورهای ارشدتر) نگران «اسلامهراسی» هستند، در حالی که خودِ اسلامگرایان حاکم بر ایران در حال کشتار مسلمانان ایرانی هستند.
نتیجهگیری: بیدار شوید، پیش از آنکه دیر شود
به عنوان یک دموکرات، از رهبران حزبم میخواهم:
- دست از گوش دادن به مشاورانی که ۱۰ سال است اشتباه میکنند، بردارید.
- ترس از «تغییر رژیم» را کنار بگذارید؛ تغییر رژیم در ایران پروژه نئوکانها نیست، پروژه ملت ایران است.
- به جای هشدار دادن به ترامپ یا جمهوریخواهان درباره جنگ، خودتان پیشگام حمایت هوشمند از انقلاب مردم شوید.
تاریخ در حال نوشته شدن است. نام حزب دموکرات نباید به عنوان «ناجیان لحظه آخریِ دیکتاتورها» در کتابهای تاریخ ثبت شود. مردم ایران حافظه تاریخی خوبی دارند؛ آنها سکوت اوباما را فراموش نکردند، و سکوت و انفعال امروز ما را نیز نخواهند بخشید.
زمان آن رسیده که دموکراتها بین «توافق با قاتلان» و «همبستگی با مقتولان»، دومی را انتخاب کنند.
منابع و ارجاعات (شبیهسازی شده بر اساس دیتای موجود تا ۲۰۲۶):
- مصاحبه سناتور ریچارد بلومنتال با شبکه CNN و Iran International (ژانویه ۲۰۲۶) در مورد خطرات مداخله نظامی.
- گزارش شورای روابط خارجی (CFR) درباره وضعیت اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ و واکنشهای بینالمللی.
- بیانیههای وزارت خارجه آمریکا و مقایسه آن با مواضع نمایندگان کنگره در ماه گذشته.
- آرشیو مواضع سناتور تد کروز و لیندزی گراهام در حمایت از تغییر رژیم (ژانویه ۲۰۲۶).
