» سیاست » چرا «شورای راهبردی جمهوری‌خواهان» شانسی برای بقا ندارد؟
چرا «شورای راهبردی جمهوری‌خواهان» شانسی برای بقا ندارد؟
سیاست

چرا «شورای راهبردی جمهوری‌خواهان» شانسی برای بقا ندارد؟

اسفند ۱۵, ۱۴۰۴ 7,420

کالبدشکافی یک شکست پیش‌بینی شده؛ چرا «شورای راهبردی جمهوری‌خواهان» شانسی برای بقا ندارد؟

مقدمه: ظهور در غیابِ توده

اعلام موجودیت «شورای راهبردی جمهوری‌خواهان داخل ایران» در اسفند ۱۴۰۴، بیش از آنکه موجی از امید ایجاد کند، پرسش‌هایی اساسی پیرامون «زمان‌بندی» و «اعتبار» مطرح کرده است. در حالی که ایران در سال‌های اخیر شاهد خونین‌ترین تقابل‌های خیابانی و وسیع‌ترین تجمعات خارج از کشور بوده، ظهور ناگهانی جریانی که ادعای «رهبری دوران گذار» را دارد، بدون آنکه ردپایی از آن در روزهای سختِ کف خیابان دیده شود، مصداق بارز «مهمان ناخوانده در پایان ضیافت» است. این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازد که چرا این شورا به دلیل پیوندهای پیدا و پنهان با جریان‌های شکست‌خورده چپ و فقدان پایگاه اجتماعی در بدنه نسل جدید، پیش از تولد، مرده است.

 

بخش اول: بحران مشروعیت؛ لیدرهای درون زندان و شکاف با جامعه

یکی از ادعاهای اصلی این شورا، حضور ۳۵ چهره شاخص در داخل زندان‌هاست. اما واقعیت میدانی ایران نشان می‌دهد که «هزینه دادن» لزوماً به معنای «پایگاه مردمی داشتن» نیست.

۱. مورد نرگس محمدی و پارادوکس شهرت بین‌المللی

نرگس محمدی به عنوان نمادی از فعالان مدنی که مورد حمایت گسترده نهادهای بین‌المللی و برنده جایزه نوبل است، مثال خوبی برای این تحلیل است.

  • شکاف با بدنه: علیرغم شهرت جهانی، در داخل ایران، بخشی از جامعه معترض، مواضع او را «اصلاح‌طلبانه» یا «ناظر بر حفظ ساختار با تغییرات جزئی» تلقی می‌کنند.
  • فقدان نفوذ میدانی: در جریانات سال ۱۴۰۱ و پس از آن، شعارهای کف خیابان فرسنگ‌ها با بیانیه‌های حقوق بشری این دست فعالان فاصله داشت. توده معترض به دنبال «براندازی تمام‌عیار» بود، در حالی که این چهره‌ها اغلب در لایه‌های لابی‌گری دیپلماتیک محصور مانده‌اند.
  • عدم پیوند با مطالبات اقتصادی: لیدرهایی مانند محمدی عمدتاً بر مفاهیم انتزاعی حقوق بشری تمرکز دارند، در حالی که پایگاه اصلی اعتراضات در ایران، طبقاتی هستند که با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند و این شورا هیچ برنامه اقتصادی ملموسی برای آن‌ها ارائه نداده است.

 

بخش دوم: میراث ۱۰۰ ساله چپ؛ از مشروطه تا امروز

نقد شما به جریان چپ، ریشه در واقعیت‌های تلخ تاریخی دارد. چپ ایران (از حزب توده تا چریک‌های فدایی و جریان‌های نوین) همواره در بزنگاه‌های تاریخی، منافع ایدئولوژیک خود را بر منافع ملی ایران مقدم شمرده است.

۱. نقش چپ در فاجعه ۵۷

بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که استقرار جمهوری اسلامی بدون تئوری‌پردازی و خشونت‌طلبی جریان‌های چپ میسر نبود. آن‌ها با شعارهای ضدامپریالیستی، مسیر را برای حاکمیت تئوکراسی هموار کردند.

  • لینک مرجع: برای مطالعه بیشتر در مورد نقش تخریبی چپ در انقلاب ۵۷، به کتاب «ایران بین دو انقلاب» نوشته یرواند آبراهامیان و نقدهای وارد بر آن مراجعه کنید. Ervand Abrahamian – Iran Between Two Revolutions

۲. نفوذ تفکر چپ در شورای جدید

ادبیات به کار رفته در بیانیه (مانند «شورای انتقالی»، «تمرکززدایی» و «عدالت اجتماعی» به سبک سوسیالیستی) نشان‌دهنده نفوذ فکری افرادی است که هنوز در فضای فکری دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی تنفس می‌کنند. جامعه امروز ایران که به دنبال آزادی‌های فردی و اقتصاد آزاد است، به شدت نسبت به این واژگان که بوی «مهندسی اجتماعی چپ‌گرایانه» می‌دهد، آلرژی دارد.

 

بخش سوم: غیبت در میدان؛ چرا اکنون؟

سوال کلیدی اینجاست: در جریان کشتارهای دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱، این «۳۵ نفر برجسته» کجا بودند؟

  • فرصت‌طلبی سیاسی: ظهور یک جریان در زمانی که رژیم در لرزان‌ترین حالت خود قرار دارد و تلاش برای معرفی خود به عنوان «طرف مذاکره با آمریکا»، بیشتر بوی تقسیم قدرت را می‌دهد تا مبارزه برای آزادی.
  • عدم حضور در تجمعات خارج از کشور: تجمعات میلیونی برلین، تورنتو و واشنگتن، رهبران طبیعی خود را در خیابان پیدا کردند. معرفی یک سخنگوی موقت (شیلان میرزایی) که سابقه او با رهبری میدانی فاصله دارد، نمی‌تواند خلاء حضور در آن روزهای سرنوشت‌ساز را پر کند.

 

بخش چهارم: تحلیل استراتژیک؛ چرا این شورا شکست می‌خورد؟

بر اساس مدل‌های تحلیل سیاسی، هر ائتلافی برای بقا به «سه ضلع» نیاز دارد: منابع، سازماندهی و ایدئولوژی جذاب.

  1. منابع: این شورا به دلیل مخفی بودن اعضا، شفافیت مالی ندارد. بدون پشتوانه مالی شفاف، جذب نیرو در داخل غیرممکن است.
  2. سازماندهی: سازماندهی از راه دور و از طریق یک سخنگو در خارج، در حالی که بدنه ادعایی در زندان است، یک بن‌بست اجرایی است. زندانی سیاسی نمی‌تواند عملیات میدانی را هدایت کند.
  3. ایدئولوژی: ایدئولوژی جمهوری‌خواهی سکولار با رگه‌های چپ، در رقابت با جریان‌های قدرتمندی مثل «ملی‌گرایی راست» و «پادشاهی‌خواهی» که پایگاه سنتی و عاطفی قوی‌تری در ایران دارند، بازنده است.

 

بخش پنجم: منابع و مستندات تاریخی (برای مطالعه بیشتر)

برای درک بهتر چرایی بی‌اعتمادی مردم به ائتلاف‌های ناگهانی، منابع زیر را بررسی کنید:

  1. گزارش عفو بین‌الملل درباره سرکوب معترضان: Amnesty International – Iran 2022/2023 (این گزارش نشان می‌دهد که چهره‌های واقعی مبارزه کسانی بودند که در خیابان کشته شدند، نه کسانی که اکنون بیانیه می‌دهند).
  2. تحلیل موسسه خاورمیانه از اپوزیسیون ایران: Middle East Institute – The Fractured Iranian Opposition (بررسی دلایل شکست ائتلاف‌هایی که بدون پایگاه مردمی شکل می‌گیرند).
  3. آرشیوی از نقش جریان چپ در ایران: Iran Press Watch – Leftist Movements History

 

نتیجه‌گیری: محکوم به فنا

شورای راهبردی جمهوری‌خواهان داخل ایران، بیش از آنکه یک تهدید برای حاکمیت باشد، یک «سوءتفاهم سیاسی» است. فقدان پایگاه در میان نسل زد (Gen Z)، سوابق تیره جریان‌های همسو با آن‌ها در تاریخ معاصر، و غیبت در روزهای خونین تاریخ مدرن ایران، این گروه را به حاشیه خواهد راند. ایرانیان امروز نه به دنبال «رهبران مخفی» و «شوراهای پوششی»، بلکه به دنبال شفافیت، شجاعت میدانی و عبور از تفکرات ورشکسته چپ هستند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×
    ورود / عضویت