» تاریخ » میراث سرخ و خیانت به وطن؛ کالبدشکافی حزب توده
کالبدشکافی حزب توده
تاریخ

میراث سرخ و خیانت به وطن؛ کالبدشکافی حزب توده

بهمن ۱۵, ۱۴۰۴ 0

میراث سرخ و خیانت به وطن؛ از کلوپ ایران جوان تا سلول‌های انفرادی: کالبدشکافی حزب توده

مقدمه: شبح مارکس بر فراز البرز

تاریخ معاصر ایران بدون بررسی جریان چپ، پازلی ناقص است. از لحظه‌ای که نخستین نطفه‌های سوسیال‌دموکراسی در قفقاز بسته شد تا زمانی که پرچم‌های سرخ در خیابان‌های منتهی به دانشگاه تهران در سال ۵۷ به اهتزاز درآمدند، “چپ‌گرایی” همواره به عنوان “آوانگارد” سیاست ایران شناخته می‌شد. اما حزب توده، به عنوان شناسنامه این جریان، داستانی متفاوت دارد؛ داستانی از نبوغ ادبی و هنری که در پای جزم‌گرایی سیاسی و وابستگی به “برادر بزرگ” (اتحاد جماهیر شوروی) ذبح شد.

 

۱. تبارشناسی قدرت؛ رهبران حزب توده که بودند؟

رهبری در حزب توده صرفاً یک پست تشکیلاتی نبود، بلکه نمادی از میزان نزدیکی یا دوری به سیاست‌های کرملین محسوب می‌شد.

الف) سلیمان‌محسن اسکندری؛ ویترین وجاهت

او که از شاهزادگان قاجار و از مشروطه‌خواهان بنام بود، در رأس حزب قرار گرفت تا به این تشکلِ تازه تأسیس، وجهه‌ای ملی و غیروابسته ببخشد. او نماد “چپ وطنی” بود که هنوز بوی نفت شمال و دستورات مستقیم مسکو در آن به مشام نمی‌رسید.

ب) دکتر مرتضی یزدی و ایرج اسکندری؛ تکنوکرات‌های سرخ

ایرج اسکندری، تئوریسینی بود که مارکسیسم را با طعم فرانسوی آموخته بود. او سعی داشت حزب را در چارچوب پارلمانی پیش ببرد، اما در نهایت قربانی تندروی‌های جناح “افسران” و وابستگی‌های نظامی شد.

ج) نورالدین کیانوری؛ معمار فاجعه یا استراتژیست وفادار؟

کیانوری، نوه شیخ فضل‌الله نوری، بحث‌برانگیزترین چهره حزب است. او حزب را به ابزاری برای سیاست‌های شوروی تبدیل کرد. استراتژی او در حمایت بی‌قید و شرط از خط امام در اوایل انقلاب، از نظر منتقدان یک “نفوذ” طراحی شده و از نظر هوادارانش یک “ضرورت تاریخی” بود. کیانوری نماد تشکیلاتی است که در آن هدف، وسیله را توجیه می‌کرد.

د) احسان طبری؛ فیلسوفی در بن‌بست

طبری ذهن خلاق حزب بود. او کسی بود که واژگان سیاسی مدرن را وارد زبان فارسی کرد. اما تراژدی طبری در این بود که دانش وسیع خود را صرف توجیه تصفیه‌های استالینی و بعدها، توجیه ایدئولوژی‌های متضاد کرد. او در پایان عمر در “کژراهه” اعتراف کرد که تمام عمر در سراب دویده است.

 

۲. نیات پشت پرده؛ پشت نقاب عدالت‌خواهی چه می‌گذشت؟

واقعیت این است که حزب توده هرگز نتوانست از سایه شوروی خارج شود.

  • امتیاز نفت شمال: در حالی که ملت ایران برای ملی شدن نفت جنوب می‌جنگید، حزب توده با وقاحت تمام از اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی دفاع می‌کرد و آن را “توازن قوا” می‌نامید. این اولین و بزرگترین سیلی به صورت ملی‌گرایی ایرانی بود.
  • نفوذ در ارتش (سازمان افسران): هدف نهایی، نه یک انتقال دموکراتیک، بلکه یک کودتای ایدئولوژیک برای الحاق ایران به بلوک شرق بود. نفوذ در لایه‌های حساس ارتش شاهنشاهی نشان می‌داد که “صندوق رأی” برای توده‌ای‌ها تنها یک ابزار موقت است.
  • سیاست اتحاد و انتقاد: در دوران پس از انقلاب ۵۷، نیت حزب توده، بلعیدن انقلاب از درون بود. آن‌ها با تملق و چاپلوسی سیاسی، سعی کردند رقبای لیبرال و ملی‌گرا را حذف کنند تا در نهایت خود به عنوان تنها نیروی متشکل باقی بمانند.

 

۳. مشکلات ساختاری تفکر چپ در قرن ۲۱

چرا مارکسیسمِ توده‌ای در قرن ۲۱ دیگر کارکرد ندارد؟

  1. پایان پرولتاریای صنعتی: در عصر هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال، تعریف کلاسیک “کارگر” از بین رفته است. امروز تضاد اصلی میان سرمایه و کار نیست، بلکه میان “صاحبان داده” و “تولیدکنندگان محتوا” است. تفکر چپ سنتی هنوز به دنبال چرخ‌دنده‌های کارخانه است، در حالی که جهان درگیر الگوریتم‌هاست.
  2. مرکزیت‌گرایی مفرط: ساختار “سانترالیسم دموکراتیک” که در آن دستورات از بالا به پایین صادر می‌شود، با روح شبکه محور و غیرمتمرکز نسل زد (Gen Z) در تضاد مطلق است.
  3. نادیده گرفتن هویت‌های فردی: چپ سنتی همه چیز را در “طبقه” خلاصه می‌کند. اما در قرن ۲۱، هویت‌های جنسیتی، قومی، محیط‌زیستی و فردی اهمیتی معادل یا بیشتر از طبقه یافته‌اند.

 

۴. جایگاه چپ در آینده سیاسی ایران

آیا حزب توده یا تفکر مشابه دوباره بازخواهد گشت؟

پاسخ کوتاه: خیر، نه با آن شکل و شمایل. جامعه ایران به شدت از “ایدئولوژی‌های کلان” و “وابستگی به بیگانه” گریزان شده است. با این حال، به دلیل شکاف طبقاتی وحشتناک در ایران امروز، پتانسیل برای ظهور یک چپ مدرن” یا سوسیال‌دموکراسی” وجود دارد.

آینده سیاسی ایران متعلق به جریانی است که بتواند عدالت اجتماعی را با آزادی‌های فردی و توسعه ملی گره بزند. تفکر توده‌ای به دلیل سابقه سیاه در همکاری با دستگاه‌های امنیتی بیگانه و همچنین تصلب فکری، در گورستان تاریخ ایران باقی خواهد ماند، اما “مطالبه عدالت” همواره زنده است.

 

نتیجه‌گیری

حزب توده، بزرگترین آزمایشگاه سیاسی تاریخ ایران بود. محصول این آزمایشگاه، لزوماً عدالت نبود، بلکه تربیت نسلی از روشنفکران بود که در میانه وطن‌پرستی و انترناسیونالیسم سوسیالیستی، راه را گم کردند. مشکلات ساختاری این تفکر در قرن ۲۱، از جمله ناتوانی در درک اقتصاد آزاد و حقوق بشر، باعث شده که این جریان تنها به عنوان یک درس عبرت تاریخی باقی بماند.

 

منابع معتبر برای پژوهش بیشتر:

  1. خاطرات نورالدین کیانوری، انتشارات اطلاعات.
  2. کژراهه، نوشته احسان طبری (تحلیل درونی از فروپاشی ایدئولوژیک).
  3. ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان (تحلیل جامعه‌شناختی نیروهای چپ).
  4. سیاست کردها در ایران، مازیار بهروز (بررسی انشعابات چپ).

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

For security, use of CloudFlare's Turnstile service is required which is subject to the CloudFlare Privacy Policy and Terms of Use.

  • ×
    ورود / عضویت