خیانت حزب توده به مصدق؛ نقد رهبران و آینده چپ در ایران
معمای ۲۸ مرداد؛ چرا بزرگترین نیروی سازمان یافته ایران در برابر کودتا سکوت کرد؟
۱. تودهایها و مصدق؛ از دشمنی تا ائتلافِ لرزان (۱۳۳۰ – ۱۳۳۲)
بررسی نقش حزب توده در سالهای منتهی به کودتای ۲۸ مرداد، نیازمند درک یک پارادوکس عمیق است: چگونه حزبی که ادعای مبارزه با امپریالیسم را داشت، در مقابل یکی از ضدامپریالیستیترین دولتهای تاریخ ایران (دولت مصدق) ایستاد یا در لحظه سرنوشتساز، صحنه را ترک کرد؟
دوران عناد: “مصدق، نوکر امپریالیسم آمریکا!”
در ابتدای نخستوزیری دکتر محمد مصدق در سال ۱۳۳۰، حزب توده نه تنها حامی او نبود، بلکه او را به عنوان “عامل امپریالیسم آمریکا” معرفی میکرد که قصد دارد جای امپریالیسم انگلیس را بگیرد. نشریات حزبی در آن زمان، مصدق را “عوامفریب” میخواندند.
-
- تحلیل ساختاری: حزب توده در این دوره کاملاً تحت تأثیر سیاستهای استالین بود. از نظر مسکو، هر جریانی که مستقیماً تحت فرمان کمونیسم نبود، “بورژوازی وابسته” محسوب میشد. این خطای استراتژیک باعث شد که پتانسیل عظیم تودهها به جای حمایت از ملی شدن نفت، صرف تضعیف دولت مصدق در سال اول نخستوزیریاش شود.
واقعه ۳۰ تیر ۱۳۳۱؛ چرخش مصلحتی
قیام ۳۰ تیر نقطه عطفی بود. وقتی مردم برای بازگرداندن مصدق به خیابانها ریختند، حزب توده متوجه شد که اگر از این موج عقب بماند، پایگاه اجتماعی خود را کاملاً از دست خواهد داد. از این تاریخ، سیاست حزب به “حمایت مشروط” تغییر کرد. اما این حمایت، بیشتر شبیه به یک “نفوذ” بود تا همپیمانی صادقانه.
۲. سازمان افسران حزب توده؛ ارتش مخفی در انتظار دستور
یکی از هولناکترین بخشهای تاریخ حزب توده، وجود “سازمان نظامی” یا همان سازمان افسران بود. بیش از ۶۰۰ افسر بلندپایه و میانی در ارتش شاهنشاهی، ژاندارمری و شهربانی، عضو مخفی حزب توده بودند.
- رهبری خسرو روزبه: روزبه، نابغه ریاضی و افسر شورشی، این سازمان را به یک ماشین نظامی مخفی تبدیل کرده بود.
- قدرت نادیده گرفته شده: در روز ۲۸ مرداد، این سازمان قدرت آن را داشت که با یک فرمان، تانکها را به خیابان بیاورد و ورق را به نفع مصدق برگرداند. اما چرا این اتفاق نیفتاد؟
سه روز التهاب: از ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
پس از شکست اولین مرحله کودتا در ۲۵ مرداد و فرار شاه از ایران، کشور در یک خلاء قدرت فرو رفت. حزب توده در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد خیابانهای تهران را تسخیر کرد. مجسمههای شاه را پایین کشیدند و شعار “جمهوری دموکراتیک” سر دادند.
اما در روز ۲۸ مرداد چه شد؟ در حالی که اوباش و نظامیان وابسته به CIA و MI6 در حال پیشروی به سمت خانه مصدق بودند، حزب توده دستور “عقبنشینی به خانهها” را صادر کرد. دلایل این فاجعه تاریخی عبارتند از:
- عدم دریافت دستور از مسکو: پس از مرگ استالین، کرملین در وضعیت گیجی سیاسی بود و نمیخواست با دخالت در ایران، جرقه جنگ جهانی سوم را بزند.
- ترس از “مصدقِ بدون شاه”: رهبری حزب توده (بهویژه کیانوری) میترسید که اگر آنها مصدق را نجات دهند، مصدق به دلیل گرایشهای لیبرال، بعد از ثبات قدرت، ابتدا خودِ تودهایها را سرکوب کند.
- خیانت در سطوح بالا: برخی اسناد نشان میدهند که نفوذ سرویسهای بیگانه در کمیته مرکزی حزب به قدری بود که در لحظه حساس، فرمان ایست صادر شد تا پروژه کودتا با موفقیت انجام شود.
۳. نیات واقعی و پشتپرده در سال ۳۲
پشت پرده نیات حزب توده در این دوران، نه استقلال ایران، بلکه تبدیل ایران به یک “جمهوری دموکراتیک خلق” (مشابه اروپای شرقی) بود. آنها مصدق را تنها به عنوان یک “پل” میدیدند. وقتی متوجه شدند مصدق حاضر نیست به آنها پستهای وزارتی بدهد یا ارتش را در اختیارشان بگذارد، ترجیح دادند او سقوط کند تا شاید در هرجومرج بعدی، خود قدرت را به دست بگیرند. این یک “قمار سیاسی” بود که به قیمت ۲۵ سال دیکتاتوری برای ایران تمام شد.
۴. مشکلات ساختاری در قرن ۲۱؛ چرا آن تفکر دیگر زنده نمیشود؟
اگر بخواهیم تفکر تودهای آن زمان را با معیارهای قرن ۲۱ بسنجیم، با سه سد بزرگ روبرو میشویم:
- بحران مشروعیت ملی: حزبی که در حساسترین لحظه ملی (کودتا)، منافع یک قدرت خارجی (شوروی) را بر سرنوشت ملت ترجیح داد، هرگز نمیتواند در ساختار سیاسی آینده ایران به عنوان یک بازیگر ملی قد علم کند.
- تغییر ماهیت مبارزه: در قرن ۲۱، مبارزه سیاسی از “خیابان و تانک” به “فضای مجازی و اقتصاد دانشبنیان” تغییر یافته است. ساختار صلب و مخفیکار توده، هیچ همخوانی با شفافیت دنیای امروز ندارد.
- شکست ایدئولوژی مرجع: مارکسیست-لنینیسم در نسخه شوروی که حزب توده مبلغ آن بود، عملاً در سال ۱۹۹۱ دفن شد. تلاش برای احیای آن در ایران مدرن، مانند استفاده از موتور بخار در عصر تسلاست.
۵. میراث سرخ در ترازوی نقد؛ چرا چپ سنتی به بنبست رسید؟
جریان چپ در ایران، با پیشگامی حزب توده، همواره در مرز میان «عدالتخواهی آرمانی» و «وابستگی استراتژیک» حرکت کرده است. این حزب که در اوایل دهه ۲۰ با هدف برقراری عدالت اجتماعی و مبارزه با استبداد شکل گرفت، به سرعت تحت سیطره ایدئولوژیک و تشکیلاتی اتحاد جماهیر شوروی درآمد. رهبرانی چون نورالدین کیانوری و احسان طبری، با وجود دانش تئوریک وسیع، در بزنگاههای تاریخی (مانند کودتای ۲۸ مرداد) منافع مسکو را بر مصالح ملی ترجیح دادند.
تراژدی بزرگ حزب توده، ناتوانی در برقراری پیوند میان «مارکسیسم» و «هویت ایرانی» بود. آنها در حالی که از حقوق کارگران سخن میگفتند، در ماجرای نفت شمال، مدافع امتیازدهی به بیگانگان شدند. این تضاد منافع، لکه ننگی بر پیشانی جریانی شد که میتوانست جادهصافکن دموکراسی باشد.
در قرن ۲۱، مشکلات ساختاری این تفکر بیش از پیش عیان شده است. اقتصاد دستوری، حذف مالکیت خصوصی و نگاه صُلب طبقاتی، در دنیای دیجیتال و اقتصاد دانشبنیان کارایی خود را از دست دادهاند. با این حال، نیاز به «عدالت اجتماعی» در ایران امروز بیش از هر زمان دیگری حس میشود. اما آیا جایگاهی برای میراث توده در آینده وجود دارد؟ پاسخ منفی است؛ مگر آنکه جریانی نوین با عبور از وابستگیهای خارجی و پذیرش چارچوبهای دموکراتیک، «چپ ملی» را بازتعریف کند. حزب توده به عنوان یک تشکل، فسیلی در تاریخ است، اما درسهای آن برای نسلهای آینده، چراغ راهی است تا بدانند عدالت بدون استقلال و آزادی، سرابی بیش نیست.
۶. توضیحات و تحلیلهای جامع پژوهشی
الف. کالبدشکافی رهبری؛ از نخبگی تا مزدوری
رهبران حزب توده را میتوان به سه نسل تقسیم کرد که هر کدام ضربهای بر پیکره استقلال این جریان زدند:
| نام رهبر | ویژگی بارز | سرنوشت سیاسی | نقش در انحراف حزب |
| ایرج اسکندری | تکنوکرات و اشرافی | برکناری توسط مسکو | تلاش برای حفظ ظاهر پارلمانی اما ناکام در برابر تندروها |
| نورالدین کیانوری | تشکیلاتی و نفوذی | اعترافات تلویزیونی | تبدیل حزب به شعبهای از کا.گ.ب در ایران |
| احسان طبری | فیلسوف و تئوریسین | ارتداد ایدئولوژیک | توجیه تئوریک وابستگی و جزمگرایی مارکسیستی |
ب. واکاوی پشتپرده ۲۸ مرداد: خیانت یا ناتوانی؟
در این بخش باید به صراحت گفت که نیت حزب توده در سال ۱۳۳۲، پیروزی مصدق نبود. اسناد نشان میدهد که حزب توده از طریق «سازمان افسران» (با بیش از ۶۰۰ افسر نفوذی) از تحرکات کودتاچیان آگاه بود.
سند تاریخی: کیانوری در خاطراتش اعتراف میکند که آنها میتوانستند با اعزام تانکهای تحت فرمان خود، از سقوط خانه مصدق جلوگیری کنند، اما منتظر دستور از مسکو بودند. مسکو در آن زمان به دلیل مرگ استالین و آشفتگی داخلی، دستور سکوت داد. نتیجه؟ ذبح نهضت ملی در پای منافع ابرقدرت شرق.
ج. تضاد با واقعیتهای قرن ۲۱: بنبستهای فلسفی و تکنولوژیک
چرا تفکر تودهای در سال ۲۰۲۶ میلادی یک «آنارونیسم» (ناهمزمانی تاریخی) است؟
- دیجیتالیسم در برابر پرولتاریا: مارکسیسم بر پایه «تولید مادی» بنا شده است. امروز ثروت در «کدها» و «الگوریتمها» نهفته است. حزب توده هیچ پاسخی برای مدیریت اقتصاد غیرمتمرکز (Decentralized Economy) ندارد.
- بحران محیط زیست: تفکر چپ سنتی، توسعه را در دودکش کارخانهها میبیند. ایرانِ آینده با بحران آب و اقلیم روبروست که با مدلهای سوسیالیستیِ «تولید به هر قیمت»، تنها به نابودی سریعتر سرزمین ختم میشود.
د. نفوذ در نیات: آیا آنها واقعاً «عدالتخواه» بودند؟
پشت پرده نیات توده، نه طبقه کارگر، بلکه ایجاد یک «الیگارشی حزبی» بود. آنها به دنبال مدلی شبیه به آلمان شرقی بودند؛ جایی که رفاه نسبی در ازای سلب کامل آزادیهای فردی فروخته میشد. این نیت در سالهای اول انقلاب ۵۷ با تملقگوییهای افراطی کیانوری برای کسب قدرت، به خوبی خود را نشان داد.
نتیجهگیری:
نقش حزب توده در کودتای ۲۸ مرداد، داستانی از “فرصتسوزی تاریخی” است. آنها با داشتن بزرگترین شبکه جاسوسی و نظامی، در لحظهای که باید برای ایران میجنگیدند، به دستور یا مصلحت حزب، سکوت کردند. این لکه ننگ، باعث شد که جریان چپ در ایران برای دههها با برچسب “ستون پنجم” شناخته شود.
منابع این بخش برای پژوهش:
- خاطرات سیاسی، نوشته ایرج اسکندری (تحلیل درونی از اشتباهات رهبری).
- شبههرمس در معمای ۲۸ مرداد، بررسی اسناد سازمان سیا و نقش نیروهای داخلی.
- خسرو روزبه و سازمان افسران، نوشته ناصر نجمی.
- اسناد کا.گ.ب در ایران، (آرشیو میتروخین)
- آرشیو اسناد میتروخین (The Mitrokhin Archive): فاشکننده اسامی جاسوسان تودهای در ارتش و دولت.
- کتاب “ایران بین دو انقلاب” (یرواند آبراهامیان): تحلیل جامعهشناختی دقیق از بدنه حزب.
- “در ماجرای حزب توده” (دکتر انور خامهای): روایتی دستاول از کسی که از درون حزب به انحرافات آن پی برد.
